قال الصادق علیه السلام قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صل الله علیه وآله وسلم) : قَالَتِ الْحَوَارِیُّونَ لِعِیسَی: یَا رُوحَ اللَّهِ! مَنْ نُجَالِسُ؟ قَالَ: مَنْ یُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُویَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُكُمْ فِی الاخِرَةِ عَمَلُهُ كافی، ج 1، ص 39 

در این مقال که به مناسبت فقدان مجاهد نستوه ، عالم پرهیزگار و سیاست مدار مسلمان مرحوم حاج حبیب الله عسگراولادی که رضوان خدا بر او باد می نگارم گوششم بر این است تا در سه محورگوشه ای از ابعاد شخصیتی این حبیب صادق امام و رهبری و یکی از چهره‌های برجسته، خدوم و بصیر انقلاب اسلامی ایران که از دوران نوجوانی پای به عرصه مبارزه علیه ظلم و استبداد ستم‌شاهی گذاشت و در ارتباط نزدیک با روحانیت مسیر صحیح و دقیقی در زندگی خود در قالب مجاهدت فی‌سبیل‌الله ترسیم نمود را با تطبیق بر روایات و سنت نبی مکرم اسلام صل الله علیه و آله وسلم وسیره ائمه اطهار علیهم السلام ، بازگو نمایم تا هم نگارنده و هم خواننده بتواند از الگویی چون او درتزکیه نفس و سلامت افعال سیاسی و اجتماعیش بهره مند گردد. ان شاءالله 

انس با قرآن ( مفسری آگاه و مترجمی گمنام)

 آغازین هر سخنش مترنم به آیات الهی بود و هر همنشینی را از عمق عشق و دلداگی خود به قرآن متنعم می ساخت. هروقت آیه ای از آیات قرآن کریم را تلاوت می نمود از تأثُّرش دیگران نیز متأثر می شدند وهنگام تفسیر و تدبُّرش در معانی با بهره ای که خود برده بود سایرین را نیز سیراب می کرد مرحوم عسکراولادی مفسر قرآن و استاد اخلاقی بود که همه در هر سطحی از فیوضات معنوی، اخلاقی و نکات تفسیری وی استفاده می کردند. کمتر کسی می دانست که مرحوم عسگراولادی کل قرآن را به فارسی ترجمه نموده اند آنهم در دوران سخت زندان ، تا این اواخر حتی دوستان نزدیک او هم نمی دانستند، اخلاص این مرد خدا مانع بود تا بگوید من قرآن را ترجمه کردم حتی وقتی عده ای از دوستان تصمیم گرفتند این ترجمه را چاپ کنند اجازه نداند و خواستند تا ترجمه ایشان ابتدا مورد بازبینی علما قرار گیرد و بعد از تایید ایشان کارها دنبال شود و نهایتا با اسرار دوستان نسخه ای از ترجه ایشان که به خط خودشان به صورت منظم نگاشته شده در اختیار بنده قرار گرفت تا مورد مطالعه متخصصین در قم قرار گیرد . آری مؤمنی چون او که از نوجوانی مأنوس با قرآن بوده و تحت نظر استادی وارسته رشد نموده است چونان چشمه ای می شود که دیگران از جاری معرفت و ذلال اندیشه اش بهره می برند و می شود مصداق وعده صادق امام صادق علیه السلام که فرمودند : مَن قَرَاَ القُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِختَلَطَ القُرآنُ بِلَحمِهِ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ مَعَ السَّفَرَةِ الكِرامِ البَرَرَةِ ، وَ كانَ القُرآنُ حَجيزا عَنهُ يَومَ القيامَةِ ؛

 هر جوان مؤمنى كه در جوانى قرآن تلاوت كند، قرآن با گوشت و خونش مى آميزد و خداوند عزّوجلّ او را با فرشتگان بزرگوار و نيك قرار مى دهد و قرآن نگهبان او در روز قيامت، خواهد بود. كافى ج 2، ص 603

 و مگر نه اینست که خاتم المرسلین و حبیب رب العالمین صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند : اِن اَرَدتُم عَيشَ السُّعَداءِ و َمَوتَ الشُّهَداءِ و َالنَّجاةَ يَومَ الحَسرَةِ و َالظِّلَّ يَومَ الحَرورِ و َالهُدى يَومَ الضَّلالَةِ فَادرُسُوا القُرآنَ فَاِنَّهُ كَلامُ الرَّحمانِ و حِرزٌ مِنَ الشَيطانِ و رُجحانٌ فِى الميزانِ ؛ اگر زندگى سعادتمندان، مرگ شهيدان، نجات روز حسرت (قيامت)، سايه روزِ سوزان و هدايت در روز گمراهى را مى خواهيد، قرآن را ياد بگيريد كه آن سخن خداى مهربان است و سپرى است در مقابل شيطان و سنگينى در ترازوى اعمال. الحیاه(ترجمه ی احمد آرام) ج2 ،ص234 و به راستی مرحوم عسگراولادی به سبب انس با قرآن بود که عاش سعیدا و مات سعیدا

 مجالست ، تبعیت و سربازی روحانیت

 از امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى‌اللّه ‌علیه‌وآله و سلم نقل شده که حواریون که شاگردان مخصوص حضرت عیسى علیه‌السلام بودند، از حضرت سؤال کردند که «من نجالس» ؛ یعنى با چه کسى مجالست وهمنشینی داشته باشیم؟ حضرت عیسى علیه‌السلام فرمودند: با كسى كه ديدارش شما را بياد خدا بیاندازد و سخنش بر دانش و آگاهى شما بيافزايد و كردارش شما را به آخرت تشويق كند . استاد عسگراولادی حقیقتا مصداق روشن این حدیث نورانی بود ، دیدنش بی هیچ مبالغه ای انسان را به یاد خدا می‌انداخت و گفتارش حقیقتاً بر علم مخاطبش می‌افزود و کردار نیکویش بی هیچ گزافه‌گویی آدمی را به آخرت ترغیب می‌نمود. خود نیز عامل به این حدیث بود و از وعده مولایش علی علیه السلام غافل نبود آنجاییکه می فرمایند : مجالست با علما سه فایده دارد علمت را زیاد، ادبت را نیکو و نفست را پاکیزه می گرداند . جالس العلماء یزدد علمك و یحسن أدبك و تزك نفسك غررالحكم، ص 430 این انسان وارسته دیگران را نیز مدام به مجالست با علما سفارش می نمود و به دوستانش گوشزد می کرد که پیر و مرادش امام خمینی (ره) او و همفکرانش را به بهره مندی از علما و مرجعیت توصیه نموده است . این مراقبت و عمل از او چهره ای مطیع ، خاضع و محبوب روحانیت ساخته بود . یادم هست در آخرین ملاقاتی که استاد عسگراولادی(رحمت الله علیه) با حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (طاب ثراه) داشتند آن مرجع مجاهد و فقیه وارسته فرمودند : ما گاهی وقتها این مشکلات و انحرافاتی که در برخی از مسئولین می بینیم غصه دار می شویم و برای آینده نظام نگران هستیم اما وقتی امثال آقای عسگراولادی را می بینیم امیدوار می شویم و شکر خدا میکنیم و امید داریم که شما این مشکلات را اصلاح کنید. یا تعبیبری که حضرت آبت الله العظمی نوری همدانی داشتند که فرمودند : شما قوت قلب مائید. معمولا یک مرجع تقلید این تعابیر را کمتر در مورد کسی به کار می برد و این خود نشان از جایگاه ویژه این مرد خدا نزد علما دارد . تعابیری هم که در پیام های مراجع عظام تقلید و علمای اعلام در رحلت این مجاهد خستگی ناپذیر به کار رفت هم قابل تأمل است و درسی بزرگ را به سیاست ورزان ما می دهد که می توان هم مرد سیاست بود و هم مطیع و محبوب علما . مرحوم عسگراولادی به تمام معنا ذوب در ولایت بود و افعالش آهنگ ولایت به خود گرفته بود. اُنسش با کلام وحی، همنشینی اش با علما و هم آهنگیش با ولایت از او مجاهدی بصیر ساخته بود که در بزنگاهها و کور گره ها راهکشا و گره گشا میگشت و سکونی بود بر اظطرابهای طفلان راه . دائماً توصیه می‌کرد که باید آهنگ حرکت ما آهنگ حرکت رهبری باشد و اگر جایی احساس کردیم میل رهبری در آن نیست، توقف کنیم. یکی از درسهایی که نوپایی چون من در کلاس درسش آموختم علاوه برمقلد بودن در امور شرعیه ،تطبیق افکار و افعال سیاسی با مرجعیت و روحانیت و در رأس آن ولایت فقیه بود . مولایمان علی علیه السلام می فرماید : جلیس الخیر نعمة (غررالحكم، ص 429 ) به راستی همنشینی او نعمتی بود که خداوند به ما عنایت نمود تا چند صباحی از فیوضات این مرد خدائی بهره مند گردم و شاید انگیزه اصلی ام برای حضور در شورای مرکزی حزب مؤتلفه این بود که هفته ای یکبار سر سفره ی اخلاص و درس آموزیش بنشینم و در این راه خطیر پیر و مرشدی چون او راهم بنماید که من طفلم راه پیچان.

 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : لا تَجْلِسُوا إِلا عِنْدَ كُلِّ عَالِمٍ یَدْعُوكُمْ مِنْ خَمْسٍ إِلَی خَمْسٍ مِنَ الشَّكِّ إِلَی الْیَقِینِ وَ مِنَ الرِّیَاءِ إِلَی الاخْلاصِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَی الرَّهْبَةِ وَ مِنَ الْكِبْرِ إِلَی التَّوَاضُعِ وَ مِنَ الْغِشِّ إِلَی النَّصِیحَةِ أعلام الدین، ص 272. 

طبق فرمایش پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم انسان در مجالست با علما به پنج خصلت نیک رهنمون می شود ، مرحوم عسگراولادی هم عالم عاملی بود که انسان را از شک به یقین می رساند آنجاییکه همه متحیر بودند که وظیفه چیست و باید چه کرد و وقتی بحثها به بن بست می رسید او بود که با چند کلامی همه را به ساحل یقین و روشن شدن وظیفه رهنمون می شد. همه را از ریا برحذر می داشت و توصیه به اخلاص می کرد و علی الدوام از اخلاص امام و مقام معظم رهبری نمونه می آورد ، هرجا کسی از او تعریف می کرد ناراحت می شد و می گفت می ترسم این تعریف تو در من اثر بگذارد حتی اجازه برپایی مراسم تجلیل از خودش را نمی داد. از رغبت به دنیا و قدرت و تکبر دوری می کرد و می گفت ما به دنبال انجام وظیفه هستیم نه کسب قدرت و از اختلاف و مجادله بین دوستان و فرزندان انقلاب بشدت ناراحت بود و همیشه بدنبال اصلاح و نصیحت بود . تلاش بی‌وقفه در راستای وحدت نیروهای انقلابی یکی از خصوصیت‌های برجسته وی بود و بارها می‌گفت امام خمینی(ره) به من وصیت کرده که در راستای وحدت حرکت کنم مکرر در جلسات یکسال گذشته می‌گفت چیزی از عمرم باقی نمانده و می‌خواهم برای وحدت نیروهای انقلاب آبرویی که از نظام کسب کردم، خرج کنم تا در نهایت انتخابات به جشن ملی تبدیل شود قطعا یکی از عواملی که در باشکوه برگزار شدن انتخابات ریاست جمهوری موثر بود، تلاش‌های پیدا و پنهان این یار باوفای انقلاب بود . تعدا زیادی نامه به افراد مختلف و خواص نوشتند که چند نامه ایشان را بنده در قم به برخی از علما رساندم. عسکراولادی ماه‌های اخیر عمر خود را صرف وحدت، هم‌افزایی و یکپارچگی نیروهای معتقد به نظام و رهبری کرد و اخلاصش سبب شد به آرزویش مبنی برجشن ملی شدن انتخابات رسید . 

تلاش در جهت رفع محرومیت و برطرف کردن مشکلات مردم

«وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ، فَكُّ رَقَبَةٍ، أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ، يَتِيماً ذَامَقْرَبَةٍ، أَوْ مِسْكيناً ذَا مَتْرَبَةٍ» (سوره بلد آيات16-12) در اسلام، كار خير و عبادتي بالاتر از خدمت به مؤمنين و رسيدگي به محرومين نيست و حسنه و كار نيكي بالاتر از شادساختن مؤمنين و خدمت به آن‌ها نيست؛ وقتی انسان توفیق یافت که گره از کار کسی بگشاید و لبخند رضایت را بر چهره محرومین و مستضعفین بنشاند می شود مشمول این حدیث نورانی : «مَا عُبِدَ اللهُ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللهِ مِنْ‏ إِدْخَالِ‏ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ» كافي ج3، ح212 مؤمنین بايد همان‌طور كه آيات قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام دلالت دارد، درمسیر خدمت به مردم از یکدیگرسبقت بگيرند اگر قلب انسان خالص باشد و مخلصانه فرد مؤمني را خوشحال و مسرور كند، قابل قياس با چيزدیگری نيست، «تَبَسُّمُ‏ الرَّجُلِ‏ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ، وَ صَرْفُ الْقَذى‏ عَنْهُ حَسَنَةٌ» كافي ج3، ح2129 بر اساس روايات، انسان به كار خير كوچكي بهشتي مي‌شود، حال اگر انسان خالصانه كار شبانه‌ روزیش خدمت به مردم مسلمان باشد، چه مقامی در پیشگاه خداوند متعال دارد مرحوم عسگراولادی پدر فقرا و مستمندان بودند پدری که شب و روز و تعطیلی اش را برای آنها گذاشته بود . حتی در ایام آخر حیات مبارکش که در بیمارستان به خاطر عارضه قلبی بستری بود، مشغول رفع گرفتاری از بندگان خدا بود و این یکی از ویژگی‌های شخصیتی وی بوده که برای مسئولان ما الگوست . تلاش مخلصانه و سبقت برای خدمت‌رسانی به محرومان و مستضعفان در او ستودنی بود و سال‌ها در کمیته امداد امام خمینی به عنوان نماینده ولی فقیه خدمت می کرد و عمر بابرکت خود را صرف رسیدگی به محرومان نمود. خدایش رحمت کند و او را با صالحین و شهدا محشور فرماید و به ما توفیق ادامه راهش را عنایت فرماید.